تحولات پرستاری ایران در خلال جنگهای جهانی اول و دوم – یک مطالعه تاریخی

مدیر سایت ۱۳۹۵-۰۴-۱۶ ۰
تحولات پرستاری ایران در خلال جنگهای جهانی اول و دوم – یک مطالعه تاریخی

این مطالعه یک پژوهش تاریخی است. پژوهش تاریخی مانند سایر روشهای پژوهش، با هدف کشف و تولید دانش جدید، و نه بازگویی و خلاصه دانش موجود، سروکار دارد (۱۲).  در این مطالعه پس از صورت بندی مسئله، به منابع اطلاعاتی کتابخانه­ای و اینترنتی که شامل منابع دست اول مانند عکسها ، خاطرات، نامه های افراد و گزارشات سازمانها، و نیز منابع دست دوم مراجعه شد. همچنین در این پژوهش از سنت شفاهی که در واقع نوعی نقل روایت است، بدون اینکه منبع مشخصی برای آن وجود داشته باشد، استفاده گردیده است. لازم به ذکر است که سنت شفاهی را نباید با تاریخ شفاهی که دارای سبک و روشی کم و بیش علمی است، اشتباه گرفت (۱). در نهایت روابط علت و معلولی در حوادث مرتبط با گسترش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت.

اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در ابتدای قرن بیستم

در این بخش سعی خواهد شد نمایی هر چند مختصر از اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در ابتدای قرن بیستم ترسیم گردد. سالهای ابتدایی قرن بیستم در ایران مقارن با جنبش مشروطیت و مبارزه مجاهدان و روشنفکران با استبداد قاجاریه است. هنوز آثار این تحول اجتماعی که در برخی نقاط کشور به ضعف حکومت مرکزی منجر گردیده فروکش نکرده بود، که در سوم اوت  ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول میان دول اتفاق مثلث (فرانسه، انگلستان و روسیه) با دول آلمان ، اتریش و عثمانی شعله­ور می­شود. علیرغم اعلام بیطرفی دولت ایران ، به علت ضعف دولت مرکزی خاک ایران به تصرف نیروهای طرفین درمی­آید (۱۳). از اکتبر ۱۹۱۴ تا ژانویه ۱۹۱۵ دولت عثمانی نواحی استراتژیک غرب کشور از جمله تبریز و ارومیه را به تصرف خود در می­آورد . اما مدتی بعد قوای روس مجددا این مناطق را تصرف میکند (۱۳).  در طی جنگ، شهر ارومیه بارها بین روسیه و قوای عثمانی دست به دست می­شود (۱۴, ۱۵). علاوه بر روسیه و عثمانی نیروهایی از طرف کشورهای آلمان، انگلیس، وفرانسه برای حمایت از کشورهای دوست در منطقه حضور پیدا می­کنند. از طرفی به دلیل مسلمان بودن دولت عثمانی و حمایت آنها از شورشیان کردتبار، یک جنگ قومی مذهبی بین کردهای مسلمان تحت حمایت عثمانی و ارمنی­های منطقه ارومیه که خود را به دولت روسیه نزدیک می­دانستند، آغاز می­شود. در این درگیری­ها تعداد زیادی از ارامنه کشته و آواره می­گردند (۱۵). و پس از عقب‌نشینی روس‌ها از این منطقه بیشتر مسیحیان باقی‌مانده در شهر ارومیه قتل‌عام شدند (۱۴). به اینصورت منطقه شمالغرب ایران نقطه تلاقی برخورد نیروهای نظامی کشورهای درگیر تبدیل می­شود، و احتمال وقوع یک تراژدی انسانی بحرانی می­شود.

در این حال شمال کشور وضعیت بهتری نداشت. رشت یکی از میدان های نبرد بین انقلابییون ( مشروطه طلبان و آزادی خواهان جنگل ) و قوای ضد انقلاب ( داخلی و خارجی) و قوای متجاوز بین المللی (روس ها و انگلیس ها) بود. بیماری های بومی و برخی از مشکلات مانند سل، مالاریا، قحطی، بدی تغذیه در شمال شیوع پیدا کرده و نبود امکانات ، زندگی مردم را طاقت فرسا ساخته بود (۱۶).  کشمکشهای نظامی دول مختلف، حرکتهای خودمختارانه در گوشه وکنار ایران، کاهش منابع غذایی به علت جنگ و خشکسالی منجر به گسترش سریع بیماری هایی از قبیل سوءتغذیه، دیسانتری، تیفوس، تیفوئید، وبا، مالاریا، آنفلوانزا و آبله مرغان در سراسر کشور گردیده­ بود. اگرچه همه ایران تحت تاثیر این بحران قرار گرفته بود، اما بنظر میرسد که اوضاع در شمال و شمالغرب وخیم­تر بود. این مسئله مناطق فوق­الذکر را به نقاط حساسی تبدیل می­نماید. با فشارهای بین المللی برای پیشگیری از اپیدمی بیماریهای واگیر دولت مرکزی تصمیم میگیرد که سیستم سلامت کشور را ارتقاء دهد (۱۷). در همین راستا قانون “حفظ­الصحه آبله کوبی” در سال۱۲۸۹ شمسی اجرایی می­شود (۱۸).  با این وجود، بیمارستانهای کشورمحدود و قادر به پاسخ گویی به نیاز فزاینده شرایط بهداشتی کشور نبودند. بنا به گزارشات موجود در دهه اول و دوم قرن بیستم تنها ۲۱ بیمارستان با ظرفیت ۹۰۶ تخت در کشور دایر بود، که از این میان ۶۵۰ تخت در ۱۰ بیمارستان توسط میسیونرهای مذهبی اداره میشد (۱۸). البته با شروع جنگ تعدادی از بیمارستانهای نظامی متعلق به ارتشهای اشغالگر نیز برای خدمت رسانی به نیروهایشان فعالیت خود را شروع کردند که در کنار آن به مردم عادی هم سرویس­دهی می­کردند.

درچنین شرایطی است که گروههای میسیونر مذهبی شامل پروتستانهای امریکایی، کاتولیک­های انگلیسی و ارتودوکسهای روس که از سالها قبل در ایران حضور داشتند، فعالیت خود را در ایران افزایش میدهند. هر کدام از این گروههای مذهبی سعی می­کردند نفوذ فرهنگی و معنوی خود را بر ارامنه و آسوری­های ایران به خصوص در مناطق شمالغرب کشور گسترش دهند. این گروهها در این زمینه به نوعی با یکدیگر نیز در حال رقابت بودند (۱۵). کشتار ارامنه و آوارگی گروه زیادی از آنها در آذربایجان ایران، که در بعضی از منابع و گزارشات مذهبی از این دوران با عنوان تاریک­ترین دوران تاریخ ارامنه ایران نام برده شده، بهانه خوبی برای گسترش فعالیت گروههای مذهبی در این مناطق بود (۱۹) . از طرفی، این نکته را نباید از نظر دور داشت که میسیونرهای مذهبی نه تنها به عنوان مبلغین مذهبی، بلکه به عنوان رفورمیست­های اجتماعی در ایران عمل می­کردند (۲۰). همچنین، نباید از نظر دور داشت که این گروهها در ایران سبب آشنایی مردم با بسیاری از مفاهیم مدرنیسم شدند (۲۰). تاسیس دهها مدرسه، خدمات فرهنگی و پزشکی بخشی از فعالیت این گروهها بود (۱۵, ۲۰). با وجود مشکلاتی که در اثر جنگ و قحطی در کشور بروز نموده بود، پدیده دیگری در لایه­های مختلف جامعه در حال ریشه گرفتن بود. نشانه­های زیادی وجود دارد که به ما می­گوید آگاهی عمومی در بطن جامعه به سرعت رو به افزایش بوده است. جریانات سیاسی اجتماعی در ایران و از جمله در آذربایجان به عنوان بطن جنبش مشروطه، از سالیان دراز، آشنایی بیشتر مردم منطقه را با مظاهر مدرنیته رقم زده بود. نشریات به بیداری و ارتقاء آگاهی جامعه می­پرداختند. در ابتدا این روزنامه هاى چاپ خارج بودند که توسط روشنفکران و آزادیخواهان و با دغدغه اصلاح ساختارهاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى ایران شروع به فعالیت کردند و بر افکار عموم تاثیر گذاردند. این روزنامه ها دارای مضامینى چون قانون، آزادى و عدالت، مدرنیته بودند (۲۱). از دوره مظفرالدین­شاه به بعد، علاوه بر روزنامه هاى چاپ خارج که اینک آزادانه تر به فعالیت مى پرداختند، ده ها روزنامه، هفته­نامه و ماهنامه نیز منتشر شد (۲۱). ۱۰ سال قبل از روی کار آمدن رضاشاه، در ۱۲۸۹ اولین نشریه زنان منتشر شد (۱۴, ۲۲). در روشنگری بانوان، نشریاتی مانند “عالم نسوان” بسیار تاثیر گذار نشان میدهند (۲۳).  این نشریه در سالهای بعد به یکی از مهمترین رسانه­هایی که حرفه پرستاری را به جامعه معرفی میکند، تبدیل شد (۲۳). اولین نشریه محلی ایران در شهر ارومیه به چاپ می­رسد. این نشریه آشوری زبان با نام “زاهر یرادی باهرا” که در زبان آشوری به معنای اشعه روشنایی است، در سال ۱۸۴۹ میلادی توسط جاستین پرکینز آمریکایی منتشر شد (۱۴). در عرصه مبارزات اجتماعی در آذربایجان در سالهای ۱۲۸۴ تا ۱۲۹۰ زنان ارومیه بصورت فعال در مبارزه علیه استبداد و استعمار شرکت دارند.  ایجاد مدارس دخترانه در آن زمان کاری بسیار مترقی بود. در چنین فضایی پدیده پرستاری مدرن، در جامعه ایران در حال نمو است.

به سوی پرستاری مدرن

این نکته که پرستاری دستاورد مدرنیته در ایران است، را می­توان بطور جدی مورد تردید قرارداد. چرا که اسناد وگزارشات متعددی در دست است که از سالیان دور افرادی بنام “پرستار” یا “بیماردار” در بیمارستان های(مریضخانه) دولتی و دارالشفاءها  امر مراقبت از بیماران را بعهده داشته­اند (۲۴-۲۷). با این حال مسلم است که پرستاری از بیماران  بصورت غیر حرفه­ای در بیمارستانها انجام می­گرفت. هیچ استناد دقیقی در دست نیست که بدانیم پرستاری به شیوه نوین در ایران از کجا و از چه تاریخی شروع به فعالیت کرد. اما بدون شک حضور پرستاران خارجی از کشورهای اروپایی و امریکایی در بیمارستانهایی که خارجیان تاسیس کرده بودند، نقش بسیار مهمی در این رابطه ایفا کردند. برای روشن شدن موضوع به سابقه حضور برخی از پرستاران خارجی در ایران اشاره میکنیم. در دوره تاریخی مورد نظر کشورهای خارجی از یک سو برای افزایش نفوذ خود در ایران و از سوی دیگر برای توسعه فرهنگ خاص خود در ایران اقدام به دایر نمودن مؤسسات فرهنگی و بهداشتی و درمانی نموده و از نفوذ و اعزام میسیونهای مذهبی برای این منظور استفاده کرده اند. دکتر هوگو گروته جغرافی دان و قوم شناس آلمانی در ۱۹۰۷ از راه بین النهرین سفری به ایران نموده و در کتاب خود از مؤسسات خارجی زیر نام می برد: (۲۸) – مدارس و بیمارستانهای آمریکایی که در شهرهای ارومیه، تبریز، رشت، همدان و تهران برپا گردیده است. – مدارس و بیمارستانهای انگلیسی که در شهرهای تربت حیدریه، نصرت آباد (سیستان)، کرمانشاه و بوشهر دایر شده است. – مراکز آموزشی و درمانی که روسها در تهران، مشهد و تربت حیدریه ایجاد کرده اند. – بیمارستان دولتی که در تهران زیر نظر پزشکان سفارت آلمان اداره می شد و داروخانه هایی که در شهرهای تبریز، همدان، کرمانشاه، رشت، تهران و بابل به فعالیت مشغول بود. – پزشکان فرانسوی که در تهران، تبریز و بوشهر به خدمات درمانی برای بیماران اشتغال داشتند. در این دوره با توجه به ازدیاد جمعیت و توسعه پزشکی نوین در ایران به تدریج بیمارستانهای متعددی در کشور ساخته شد.

بیمارستان وست مینیستر ارومیه در سال ۱۸۸۳ در زمینی به مساحت ۱۵ هکتار به عنوان یک مرکز آموزش پزشکی تاسیس شد (۲۹, ۳۰). آنطور که دکتر کوکران[۱] معتقد است (۳۰) ، این اولین مرکز آموزش پزشکی به سبک نوین در ایران است، که تا سال ۱۹۰۵ فعالیت آموزش پزشکی خود را ادامه می­داده است. این بیمارستان دارای سالن تشریح، بخشهای بیماران، دو اتاق عمل، اتاق کنفرانس، یک داروخانه و اتاقهای ایزوله بوده، و لذا فضای مناسبی برای آموزش در اختیار داشته است (۳۰). در این مرکز تعدادی پرستار امریکایی مشغول کار بودند. از پرستاران این بیمارستان می­توان به خانم استون[۲] که پس از ازدواج “خانم هوشمی” نامیده میشد، اشاره کرد (۳۱, ۳۲). پس از اشغال ارومیه توسط قوای روس در جنگ جهانی اول، بیمارستانهای موقتی دیگری توسط روسها و فرانسویان در ارومیه تشکیل شد. اما فعالیت آنها تا ۱۹۱۸ بیشتر بطول نیانجامید و در حقیقت تنها بیمارستان فعال ارومیه همین بیمارستان امریکایی­ها بود(۳۰).

میسیون انگلیسی وابسته به «انجمن مبلغان مسیحی لندن » نیز فعالیتهای پزشکی خود را به سبب توجه دولت انگلستان به جنوب ایران ، در این منطقه از کشور گسترش داد و بیمارستانهایی ویژه مردان و زنان در اصفهان، کرمان، یزد و شیراز بنا کرد که نخستین بیمارستانهای آن شهرها بود (۳۳). در ۱۲۷۳ یک پزشک جوان به نام دونالد کار[۳] با همکاری پرستار دوشیزه مری بـِرد[۴] دو درمانگاه در جلفای اصفهان گشودند (۳۳, ۳۴). ادامه تلاش آنها در ۱۲۷۶ خورشیدی به تاسیس نخستین بیمارستان زنان در ایران به ریاست خانم دکتر املینا استوارت[۵] در جلفای اصفهان منجر شد (۳۵, ۳۶). این بیمارستان در سالهای بعد به اصفهان خیابان عباس­آباد منتقل شد. ساختمان نخستین بیمارستان مسیحی در برگیرنده یک بخش زنان، یک سالن کوچک و یک آشپزخانه و رختشویخانه ساده بود. اولین دستگاه رادیوگرافی توسط خود دکتر “دونالدکار” از بوشهر به این بیمارستان منتقل شد (۳۵). عکسهایی در دست است که پرستاران را در حال آماده کردن بیمار برای جراحی و پرتونگاری در این بیمارستان نشان می­دهد. پزشکان، ماماها و پرستارانی همچون میس میلز، میس برگ، میس هِن از کشورهای گوناگونی مانند انگلیس، کانادا، آلمان، و استرالیا در این بیمارستان به درمان بیماران می‌پرداخته‌اند. این بیمارستان همچنان با نام بیمارستان “عیسی بن مریم(ع)” تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به فعالیت خود ادامه می­دهد (۳۷). فابریزیو (۲۰۱۲) از پرستاری کانادایی به نام هلن­ مک­کین نام می­برد، که در ۱۹۰۱ با بکارگیری ملحفه­های تمیز، لباس مخصوص بیماران، و روشهای ضدعفونی با استاندارد بالا در بیمارستان اصفهان باعث تحول در مراقبت از بیماران شد (۳۰). همچنین پرستاران انگلیسی مانند خانم وایت[۶] در بیمارستان یزد که با تلاش دکتر وایت در ۱۸۹۹ تاسیس شده بود، پرستاری مدرنی را ارائه می­دادند (۳۰).

با شروع اقدامات پزشکی میسیونهای (مبلغان) مذهبی امریکایی در تبریز از ۱۲۶۰ شمسی، اولین بیمارستان امریکایی در ۱۲۷۲ شمسی در تهران افتتاح و آموزش دختران برای پرستاری آغاز گردید (۲۵). بیمارستان پرزبترین آمریکاییان[۷] که در سال ۱۸۹۲میلادی تاسیس شد  یک بیمارستان آموزشی ۱۷۲ تختخوابی در تهران بود (۳۸). بنیانگذار این موسسه دکتر تورنس[۸] آمریکایی بود، که مدتی پزشک شخصی یکی از وزیران دربار بوده­است. این موسسه نخستین موسسه‌ای است که به زنان ایران آموزش پرستاری مدرن را ارائه می‌داد (۱۷). این بیمارستان ابتدا در خیابان ژاله (شهدای فعلی) در حوالی آب سردار و تقریباً در جوار مطب مرحوم دکتر عبدالله خان واسعی قرار داشت، ولی بعداً به خیابان «سرآب کرج» (بلوار کشاورز فعلی) منتقل شد و تا سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۶ با هیأتی از پزشکان که بیشتر آنان ایرانی بودند به فعالیت خود ادامه می‌داد تا آنکه بعداً بیمارستان ساسان جای آن را گرفت و امروزه بیمارستان ویژه‌ جانبازان می‌باشد(۳۶, ۳۹).  بیمارستان آمریکائیان در شهرهای همدان ، تبریز، مشهد، و کرمانشاه نیز شعباتی دایر کرد(۴۰, ۴۱).

با تاسیس اولین بیمارستان رشت در سال۱۲۸۴ خورشیدی و خدماتی که به وسیله موسسین و اطبا انجام گرفته بود، مردم رشت نیز بتدریج با پرستاری در بیمارستان آشنا شدند (۱۶, ۴۲).  نویسنده کتاب “بیمارستانهای رشت از مشروطه تا ۱۳۵۷” تاریخ اولین بیمارستان در رشت را متعلق به بیمارستان آمریکایی می­داند که توسط گروه پرسبیتارین تاسیس شد(۱۶, ۳۶). نویسنده با ذکر اسناد تاریخی و تصاویر مربوط به استحکام پاره ای از فرضیات تاریخی نیز صحه نهاده است. شاید هیچ سند و اثری مهمتر از چگونگی پیدایش اولین بیمارستان مدرن در گیلان نباشد که پیدایش آن با نهضت مشروطه گره خورده باشد (۱۶). پس از استقرار مشروطیت، سردار منصور (فتح الله خان) از سفارت آمریکا خواست یک پزشک آمریکایی برای خدمت پزشکی به رشت اعزام دارد. این درخواست با استقبال مقامات آمریکایی که خواهان گسترش نفوذ خود در شمال ایران بودند، مواجه شد و دکتر (فریم) را به ایران اعزام نمودند. نامبرده بیمارستان آمریکائیها را در رشت دایر کرد، که قریب ۶۰ سال دایر بود. دکتر فریم تا پایان عمر یعنی ۱۹۳۹ م / ۱۳۱۸ ش در این بیمارستان مشغول خدمت بود (۴۳). این بیمارستان دارای اتاق مشاوره، اتاق عمل و تجهیزات مدرن با ظرفیت ۱۵ بیمار بود (۳۰). تجهیزات این بیمارستان از روسیه وارد شده بود. گروه پرسیبتارین آمریکایی که یکی از شناخته شده ترین نحله­های مذهبی اعزامی از آمریکا به ایران بودند، شعبه ای از پروتستان ها بودند که از سال ۱۸۸۳ میلادی فعالیت خود را در زمینه های تربیتی، درمانی و بهداشتی در ایران آغاز کردند. از این گروه، هفت دسته شناخته شده در پاره ای از استان ها و شهرستان ها مانند تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، رشت، همدان و کرمانشاه فعالیت داشته­اند. در رشت این گروه توسط دکتر فریم متخصص و پزشک آمریکایی مبادرت به تاسیس بیمارستان کرد. «مجله شمال» در شماره اول، سال ۱۳۲۲ خورشیدی در شرح حال دکتر فریم، یکی از اولین موسسین بیمارستان رشت می نویسد که چگونه در سال ۱۹۰۵ م /۱۲۸۴ شمسی عده ای از منورین گیلان درصدد احداث بیمارستانی برآمدند (۱۶). روزنامه حبل المتین نیز در ۱۹۱۱ از عمل جراحی و درمان قربانی یک سوءقصد در این بیمارستان گزارش می­دهد. نقل گردیده که  در این بیمارستان دو پرستار زن روسی و یک پرستار مرد مراقبت بیماران را بعهده داشتند(۳۰). گزارشات این بیمارستان حاکی است که اکثریت بیماران را مبتلایان به مالاریا تشکیل می­دادند(۳۰). اما اولین بیمارستان رشت جوابگوی نیازمندان و مجروحین جنگی نبود، لذا به مقتضای شرایط به وجود آمده پزشکان فعال و آشنا به مقتضیات زمان ، انجمن خیریه را به تکاپو واداشتند تا به فکر چاره باشند. دومین بیمارستان با ظرفیت ۳۱ تختخواب در گذرگاه بیستون ( خیابان طالقانی امروز ) به نام بیمارستان ملی تاسیس شد. حسن فرنود، رضا خراسانی، حکیمی اشکوری، عباس کمایی و خانم تاکویی جزو اولین پرستاران ایرانی این بیمارستان بودند(۴۲).

در جریان جنگ جهانی اول، مریضخانه‌ی دولتی تهران نیز مدتی تحت نظر انگلیسی‌ها قرار گرفت. هیأت‌های مذهبی انگلیسی برای تبلیغات خود چندین بیمارستان در ایران تأسیس کردند (۳۶).

در ۱۹۱۴ شرکت نفت ایران و انگلیس مدرنترین بیمارستان خاورمیانه را در نزدیکی میدان نفتی مسجد سلیمان افتتاح می­کند. این بیمارستان دارای ۸۸ تخت، یک درمانگاه و دو اتاق عمل بود. یک مترون و ۸ پرستار اروپایی و ۲۶ پرستار بومی  سیستم خدمات پرستاری این بیمارستان را تشکیل می­دادند (۳۰, ۴۴). مری براون[۹] یکی از پرستاران نظامی انگلیسی است که بعداز جنگ به این بیمارستان می­پیوندد (۴۵).

از مجموع اسناد و گزارشات مربوط به سال ۱۹۱۴ می­توان فهمید که در آن زمان مراکز بیمارستانی فعال در مشهد شامل دو بیمارستان ایرانی دارالشفاء حرم مطهر با ۷۰ تخت ، بیمارستان منتصریه (موقوفه حاج محمد حسن میرزا منتصرالملک در خیابان جنت) با ۲۰ تخت، و یک بیمارستان میسیونرهای امریکایی (که در سال ۱۹۱۳ توسط دکتر هوفمان و دکترجوزف کوک احداث شده بود) بودند . علاوه بر این سه بیمارستان، دو درمانگاه یکی متعلق به انگلیسها، ویک درمانگاه متعلق به روسها که روزانه ۴۰ تا ۵۰ بیمار سرپایی را ویزیت میکرد، فعالیت داشتند. در درمانگاه روسها بیماران زن توسط یک پزشک زن روس معاینه میشدند (۳۰). در تمام مراکزی که توسط خارجی­ها اداره می­شد پرستاران دوره دیده­ای مراقبتها را انجام می­دادند. در این دوره مکاتباتی بین دکتر هوفمان و کلیسای پرسبیتارین امریکا انجام می­گرفته که ضمن گزارش وضعیت میسیون ، شامل درخواست و اعلام نیازها نیز بوده است. در متن یکی از درخواست­های دکتر هوفمان که در ژانویه ۱۹۲۱ ارسال گردیده، وی متقاضی یک پرستار امریکایی تمام وقت است. این امر نشاندهنده احساس کمبود نیروی پرستاری تحصیلکرده در آن زمان است. البته در همین اسناد از پرستاری به نام خانم شریفه که به دکتر هوفمان کمک می­کرده است، نام برده می­شود (۴۶). یک پرستار امریکایی بنام “فلورانس نلسون” در سال ۱۳۰۱شمسی/ ۱۹۲۲میلادی به این بیمارستان فرستاده می­شود(۴۷). این بیمارستان اولین بیمارستان تمام وقت مشهد است که در تمام فصول سال خدمت رسانی می­کرده است (۳۰).

اگرچه میسیون روسیه در زمینه تأسیس بیمارستان در ایران فعالیت چندانی نداشت، اما به کوشش نیکیتین، کنسول روسیه تزاری، هیئتی برای مبارزه با وبای ۱۹۱۵ میلادی به تهران فرستاده شد  و بیمارستانی به ریاست دکتر کاش در آنجا تأسیس کردند. این بیمارستان تنها مؤسسه ای بود که از سوی میسیون ارتدوکس روسیه پشتیبانی می شد (۳۳). با شروع جنگ اول یک بیمارستان نیز در قزوین توسط خواهران ارتودکس تاسیس می­شود، که بعدها در سال ۱۹۱۹به بیمارستان نظامی انگلیس تبدیل می­شود(۳۰). سارا مک ناگتون[۱۰] یک پرستار اسکاتلندی عضو صلیب سرخ است که در طی جنگ اول در ایران خدمات زیادی انجام داده است (۴۸, ۴۹). در بین سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ تعدادی پرستار بریتانیایی از جمله آلیس وریندر در شیراز و تعدادی در بیمارستان بریتانیایی تهران حضور دارند (۳۰).

در ۱۹۲۱ بیمارستان تبریز با ۳۰ تخت بزرگسال و ۵ تخت اطفال فعال بوده، در همین زمان و در همین بیمارستان چهار دختر پرستار تحت نظر خانم ولز در حال آموزش پرستاری بودند (۳۰, ۴۶). سه پرستار مرد نیز در این بیمارستان کار می­کردند. این بیمارستان تا سال ۱۹۲۸ فعال بود (۳۰).

با شروع جنگ جهانی دوم تعداد بیشتری پرستار در قالب یگانهای نظامی و بیمارستانهایی که ارتشهای دول بیگانه برای رسیدگی به سربازان خود تعدادی بیمارستان نظامی در ایران برپا کردند، وارد ایران شدند. اناکانلی ویلسون[۱۱] یک پرستار نظامی ارتش امریکا است که درجنگ جهانی دوم به ایران اعزام شده است. او در خاطرات خودش بیان میکند که اکثریت بیماران بیمارستان را  قربانیان حوادث رانندگی، مبتلایان به تیفوئید، مالاریا و گرمازدگی تشکیل می­داده­اند (۵۰).

در سال ۱۹۴۲، مقامات روسی مجوز انتقال و اسکان ۲۴۰۰۰ شهروند لهستانی و سربازان جدید ارتش آندرس را از روسیه به ایران صادر کردند. انتقال آنان در بهار ۱۹۴۲ آغاز و تا اواخر تابستان همان سال ادامه یافت. در میان این  شهروندان تعداد زیادی کودک وجود داشتند که اکثر آنان یتیم بودند. این همان گروهی است که به “بچه های تهران” معروف شدند. این کودکان در چادرهایی که در زمین های “دوشان تپه” – پادگان نظامی سابق نیروی هوایی ایران خارج از تهران- برپا شده بود، اسکان داده شدند. همراه این کودکان تعدادی پرستار لهستانی نیز وارد ایران شدند .برای مداوای این کودکان که بسیاری از انها به تیفوس مبتلا شده بودند، بیمارستان شماره ۳۴ ارتش بریتانیا در نزدیکی تهران مستقر می­شود. کوکینگ[۱۲] پرستار نظامی ارتش بریتانیا در خاطرات خود قید می­کند که در این بیمارستان یک مترون و نه پرستار به همراه چند پرستار لهستانی خدمت میکردند . همه باید روی لباس خود پیش بندهای سفید می­پوشیدند و زبان محاوره برای تمام پرسنل انگلیسی بوده است (۵۱). یکی از این پرستاران لهستانی تئودزیا موسیاویچ[۱۳] است که در سال ۱۹۴۲ به عنوان پرستار نظامی از سیبری به ایران آمد و یک سال و نیم در بیمارستان های ایران خدمت کرد. او در خاطرات خود از آن دوران، از نوعی واکسن ابتکاری برای پیشگیری از ابله مرغان سخن میگوید که از استریل کردن ادرار کودکان مبتلا بدست می­آورده­اند(۵۲). تئودزیا موسیاویچ در سال ۲۰۰۵ به دریافت مدال افتخار پرومموریا نائل آمد.

پیتر آوری، مورخ انگلیسی در کتاب سه جلدی «تاریخ معاصر ایران» نوشته است: « اصل ۴ در زمینه درمانی برای مبارزه با مالاریا به دولت ایران کمک کرده بود. از سال ۱۹۴۹ میلادی به این سو، چند پزشک آلمانی از سوی «سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی» برای مبارزه با مالاریا استخدام شده بودند. بیمارستان‌هایی در چند منطقه روستایی (به ویژه در شمال، خوزستان و شهرهای محرومی مانند شوشتر) تاسیس شده بود.» (۵۳). در قالب “اصل چهار ترومن” تعدادی از پرستاران امریکایی به ایران آمدند تا خدمات بهداشتی درمانی را در نقاط دور دست و روستایی ایران ارائه دهند. ماموریت اصلی گروههای بهداشتی “اصل چهار ترومن” ریشه­کنی مالاریا بود(۵۳).  یکی از این پرستاران “هلن بختیار”[۱۴] است . او یک پرستار امریکایی بود که در سال ۱۹۲۷ در نیویورگ با یک پزشک ایرانی بنام دکتر بختیار ازدواج می­کند. در سال ۱۹۳۱ به همراه شوهرش به ایران می­آید و تازمان مرگش در ۱۹۷۳ ، در ایران باقی می­ماند. خاطرات و حدود ۳۰۰ نامه به جا مانده از او گویای سفرهای متعددی است که به نقاط روستایی و عشایری مختلف، بخصوص در منطقه جنوب غربی ایران  داشته است. هلن نقش بسیار مهمی در آموزش بهداشت به مادران و زنان روستایی داشته است (۵۴). او بنا به وصیت خودش بعد از مرگ در نزدیکی آرامگاه فردوسی در توس به خاک سپرده می­شود.

تاسیس بیمارستانهای فوق و حضور پرستاران خارجی ضمن آنکه بتدریج پرستاری ایران را از شکل غیر حرفه­ای به پرستاری مدرن تغییر داد، سبب آشنایی مردم با حرفه پرستاری نیز گردید. آنچه مسلم است این که پرستاری مدرن و آموزش پرستاری در بیمارستانهای ایران قبل از شروع قرن بیستم توسط پرستاران خارجی شروع شده بود و مردم بصورت نسبی با حرفه پرستاری و آموزش پرستاری آشنایی پیدا کرده بودند. در عین حال هیچ کدام از این آموزشها آکادمیک نبود و به صورت تجربی در بیمارستانها انجام می­گرفت.

شروع آموزش آکادمیک پرستاری

آنچه از اسناد موجود استنباط می­شود و بسیاری از منابع مکتوب نیز متذکر شده­اند، این است که  اولین آموزشگاه رسمی پرستاری در سال ۱۲۹۴ شمسی توسط میسیونرهای مذهبی پرسیبتارین در ارومیه و زیر نظر خانم ولز تاسیس شد (۹, ۴۴, ۴۷, ۵۵).  این شیوه در نقاط مختلف کشورهای آسیایی از جمله چین، هند، سوریه و فیلیپین انجام گرفته بود و بعدها به سایر شهرهای ایران نیز گسترش یافت (۴۶, ۵۶). در سال ۱۲۹۵ آموزشگاه دیگری در تبریز با پذیرش داوطلبان دارای مدرک سوم متوسطه و به صورت سه ساله به تربیت پرستار مبادرت نمود. رئیس مدرسه تبریز خانم فرانس وودینگ[۱۵] بود (۹). ظاهرا کتابهای درسی این آموزشگاه انگلیسی بوده است. اولین دانش­آموختگان پرستاری این مدرسه چهار نفر بودند که درسال ۱۲۹۹ فارغ التحصیل شدند. این افراد شامل دو نفر دوشیزه ارمنی ، یک نفر دوشیزه آسوری و یک دوشیزه اهل گرجستان روسیه بودند (۴۶, ۵۷). بنا به نقل قول از خانم ولز (متصدی مدرسه پرستاری ارومیه) دو یا سه نفر از این فارغ التحصیلان برای ادامه تحصیل به لندن یا پاریس رفتند (۹). چنین بنظر می­رسد که با توجه به مذهبی بودن جامعه ایران و اینکه حرفه پرستاری مستلزم این است که پرستار در شیفت­های شب نیز در بیمارستان ارائه خدمت نماید، خانواده های ایرانی در آن زمان رضایت چندانی نداشتند تا فرزندانشان در مراکزی که از بیماران مراقبت می­کنند، کار کنند (۵۸). خانم “مخدره آموزگار” از پیشکسوتان پرستاری خراسان در خاطرات خود شرح می­دهد که چگونه اولین شبکاری او در سال ۱۳۱۸ به یک بحران خانوادگی تبدیل می­شود (۴۷). این موضوع تا سالها بعد همچنان به عنوان یک تابو باقی مانده بود(۹, ۳۱, ۵۹, ۶۰). به همین خاطر در سالهای اولیه آموزش پرستاری عمده دانش­آموختگان یا از خانواده­های اقلیت­های مذهبی بودند و یا بدون اجازه خانواده در این دوره­ها شرکت می­کردند . البته چنین نگاهی به حرفه پرستاری در سایر کشورهای منطقه از جمله ترکیه نیز وجود داشت (۶۱). در سال ۱۹۱۸ قبل از اشغال تبریز توسط قوای عثمانی آموزشگاه تبریز به همدان منتقل شد (۳۰).

با توجه به آنچه نقل شد، می­توان گفت که این گروه مذهبی آمریکایی پریسبیتارین بود، که برای اولین بار در ایران اقدام به تربیت پرستار تحصیلکرده کردند. در این بین، آموزشگاه پرستاری رشت یکی از موفق ترین مراکز تربیت پرستار بود، که دومین اقدام اساسی و برنامه ریزی شده دکتر فریم بود. پرستاران فارغ التحصیل از بیمارستان آمریکایی رشت، بعدها خود منبع خدمت و فداکاری های بسیار در سایر موسسات بهداشتی و درمانی ایران شدند. آنچنان که برخی منابع روایت می­کنند، اولین دانش­آموخته پرستاری و مسلمان در ایران، دوشیزه خانم فاطمه توانایی بوده که در سال ۱۳۱۰ در آموزشگاه رشت ثبت نام کرد و در سال ۱۳۱۴ در این رشته فارغ التحصیل شد(۶۲). در این دو مرکز جز دکتر فریم که اولین مدرس آموزشگاه پرستاری بود و بهداشت عمومی، امراض داخلی، عفونی، زنان و زایمان تدریس می کرد، کسان دیگری هم بودند که با ایشان همکاری جدی داشتند (۴۲, ۶۳). مدرسه پرستاری همدان به سرپرستی خانم جونز[۱۶] از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۱ تعداد ۵ نفر پرستار را فارغ­التحصیل می­کند(۹). که البته بنظر می­رسد که این پرستاران نیز باید از اقلیت­های مذهبی بوده باشند.

نشریه “عالم نسوان” که از سال ۱۳۰۱ وجود یک دانشگاه تخصصی برای پرورش زنان را پیشنهاد می­داد، از سال ۱۳۱۱ ، صفحه تازه ای را تحت عنوان “مشاغل زنان” ایجاد میکند. در این صفحه نشریه به معرفی و بحث درباره مشاغلی می­پرداخت که برای زنان مناسب­تر بود. از جمله این مشاغل پزشکی، دندانپزشکی، پرستاری، آموزگاری و روزنامه­نگاری بودند. در همین نشریه، یکی از خوانندگان در پاسخ به سئوالی که نشریه مطرح کرده بود که “اگر یک میلیون تومان پول داشتید چکار می­کردید؟” یکی از خوانندگان پاسخ می­دهد که ” …. دخترم را برای ادامه تحصیل در رشته پرستاری و پسرم را برای ادامه تحصیل در رشته معدن به اروپا می­فرستادم.”(۲۳). این امر حاکی از آن است که حداقل در سطوح متوسط جامعه مردم با پرستاری آشنا بوده­اند. نشریه “عالم نسوان” در معرفی و شناساندن حرفه پرستاری به جامعه نقش بسیار مهمی داشته است. از طرفی سیاستهای دولت وقت، مبنی بر اشتغال زنان در خارج از منازل، فرصتی را برای گسترش حرفه پرستاری ایجاد کرده بود (۶۴).

در اول مرداد ۱۳۱۱طرح جامع صحی (سلامت) و بهداشتی کشور در چهارده قسمت تدوین شد. در قسمت دهم این طرح بر آموزش پرستاری و لزوم اعزام داوطلبان به اروپا تاکید می­شود(۴۷). در ۲۶ شهریور ۱۳۱۵ وزارت فرهنگ وقت تصمیم میگیرد که سه مدرسه پرستاری تهران ، مشهد و تبریز را با مدیریت پرستاران امریکایی تاسیس نماید (۹, ۴۷, ۵۹). به همین منظور دو پرستارخانم به نامهای لوراین ستزلر[۱۷] و ایما دگنر[۱۸] به ایران دعوت میشوند (۵۹). جلسه­ای در تهران با حضور پرستاران فوق و خانم فالتون[۱۹] که آموزش پرستاری را از سال ۱۳۱۱ در کرمانشاه آغاز کرده بود، تشکیل می­شود(۹). سپس خانم ستزلر به  شیراز و خانم دگنر به مشهد اعزام میشوند (۵۹). خانم فالتون نیز ریاست مدرسه پرستاری در تهران را بعهده میگیرد(۹). البته همچنان پرستارانی مانند جین­ویلز[۲۰] و خانم تایلی[۲۱] از چندین سال قبل در آموزش پرستاری در ایران فعال بودند (۹). در سال ۱۳۱۵ خانم دگنر با همکاری پرستار دیگری بنام خانم پیس[۲۲] در مشهد آموزشگاه پرستاری را راه اندازی میکنند (۹, ۴۷). این مدرسه تحت عنوان”مدرسه پرستاری بیمارستان شاهرضا” بود که بعدها به “مدرسه پرستاری پروین” تغییر نام داد. اولین گروه فارغ­التحصیلان مشهد ۸ نفر بودند که در سال ۱۳۱۷ فارغ­التحصیل شدند. در سال ۱۳۱۸ نیز هفت نفر دیگر از این مدرسه فارغ­التحصیل شدند. از فارغ­التحصیلان سالهای ابتدایی این مدرسه می­توان به قدسیه شناسایی یزدی، خانم سیدی، طاهره اخلاقی، مخدره آموزگار، مارگارت استپانیان و عزت سامی­راد اشاره کرد (۴۷). خانم ستزلر نیز در مقالات خود متذکر می­شودکه در نوامبر ۱۹۳۷ به شیراز رسیده است و با هفت دوشیزه بین سنین ۱۷ تا ۲۳ سال، دارای تصدیق سوم متوسطه(سیکل) که برای دوره پرستاری ثبت نام کرده بودند، آموزش پرستاری را آغاز می­کند. او ذکر میکند که پزشک جوان ایرانی که به تازگی از دانشگاه امریکایی بیروت فارغ التحصیل شده بود، در تدریس برخی دروس مانند آناتومی و فیزیولوژی به او کمک می­کرده است(۵۹). با تطبیق اطلاعات موجود، این پزشک جوان باید مرحوم دکتر ذبیح­الله قربان باشد که بعدها نیز در توسعه آموزش پرستاری در استان فارس نقش عمده­ای داشت (۶۵-۶۷). خواهر دکتر قربان، خانم “کیهان قربان” نیز اولین پرستار تحصیل کرده ایرانی در خارج کشور است. او از کالج پروتستان سوریه که بعدا به دانشگاه امریکایی بیروت معروف شد، فارغ­التحصیل شده بود و در همین سالها به ایران بازگشت و در شیراز مشغول بکار شد (۲۳). در ۱۸ مهر ۱۳۱۵ (اکتبر ۱۹۳۶) روزنامه “اطلاعات” در مقاله­ای مفصل در مورد ضرورت ایجاد مدارس پرستاری و اهداف آن شرح میدهد (۱۷). تصویب قانونی توسط وزارت فرهنگ برای استخدام پرستاران فارغ­التحصیل و به رسمیت شناختن آنها اثر سازنده و مثبتی بر گسترش حرفه داشت (۹). در مهر ۱۳۱۶ برنامه دروس آموزشگاههای پرستاری به تصویب شورای عالی معارف رسید (۹, ۲۵, ۴۷). بالاخره اولین آموزشگاه پرستاری ایران در سال ۱۳۱۶ با اجازه وزیر فرهنگ وقت دکتر علی اصغر حکمت و با استادی دکتر جهانشاه صالح احداث شد. برنامه آموزشی و علمی پرستاران ابتداء در بیمارستان وزیری صورت می‌گرفت. اما به دلیل نبودن وسایل کافی مجبور شدند برنامه را به بیمارستانی واقع در خیابان ژاله منتقل کنند. آموزشگاه در آن زمان با مدرک سیکل متوسطه شاگرد می‌پذیرفت و سه دوره فارغ التحصیل داشت (۶۳). با تصویب قانون اعزام دانشجو به خارج، تعدادی دوشیزه نیز جهت ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی و امریکایی اعزام شدند که پس از بازگشت در سالهای بعد به آموزش پرستاری ایران کمک کردند (۹). از این بین میتوان به خانم مخدره آموزگار اشاره کرد که بعد از فارغ­التحصیلی از آموزشگاه مشهد جهت ادامه تحصیل همراه یک گروه ۱۱ نفره به وینچستر انگلستان اعزام گردید (۴۷). تعدادی نیز در دانشگاه امریکایی بیروت به فراگیری پرستاری مشغول شدند.

خانم ستزلر از ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۰ مدیریت آموزشگاه پرستاری شیراز را بر عهده داشت (۱۷). طول دوره آموزش در آموزشگاههای مشهد و شیراز ۲ سال بود (۹). در ۱۳۱۹ اولین مدرسه پرستاری با مدیریت یک ایرانی در بیمارستان زنان و زیرنظر اداره فرهنگ تشکیل میشود (۹). همچنین در ۱۳۲۰ آموزشگاه دیگری در مشهد در بیمارستان مسیحی امریکایی توسط خانم “مری هاروی”[۲۳] تاسیس می­شود (۴۷). پرستاران دیگری مانند “شارلوت سرت” و “وراووت” از مربیانی بودند که با این آموزشگاه همکاری داشتند(۴۷). از فارغ­التحصیلان این آموزشگاه میتوان به خانم فاطمه سرباز رضایی اشاره کرد ، که سالها به عنوان مربی پرستاری در ایران خدمت کردند (۴۷).  از اواسط جنگ جهانی دوم پس از سال ۱۳۲۰ و کمرنگ شدن آلمانی‌ستایی در ایران، یکی از فعالیت‌هایی که شوروی در ایران آغاز کرد، دایر کردن آموزشگاه پزشکیاری و مامایی در یک مجموعه بیمارستانی بود. برنامه این بود که دانشجویان پس از اتمام دوره تحصیلی دو ساله در این آموزشگاه برای ادامه تحصیل راهی مسکو شده و پس از اتمام تحصیل در همان بیمارستان مشغول به کار شوند، اما بنا به جریانات سیاسی این آموزشگاه فقط دو دوره فارغ‌التحصیل داشت و پس از آن به کار آموزشگاه خاتمه داده شد، در حالی که این بیمارستان تا سال ۱۳۵۸ با پزشکان روسی و پرستارانی که یا روس بودند یا روسی بلد بودند، فعال بود (۶۸).

گسترش کمی پرستاری چه از نظر تعداد پذیرفته­شدگان و چه از نظر تعداد آموزشگاهها، از سالهای انتهایی جنگ جهانی دوم شاهد رشد بیشتری است. در سال ۱۳۲۱/۱۹۴۲ نخستین آموزشگاه پرستاری غیر دولتی ایران به همت شرکت نفت در آبادان تاسیس شد، که سالانه پانزده نفر فارغ التحصیل داشت (۲۵, ۶۹).  طبق ماده دوازدهم اساسنامه اصلاحی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران مصوب آبان ماه ۱۳۲۲/۱۹۴۳ این جمعیت موظف به تربیت پرستار جهت نیاز بنگاههای درمانی و بیمارستانها می­گردد، به این ترتیب جمعیت شیروخورشید سرخ بزرگترین جمعیت خیریه­ای است که وظیفه تربیت پرستار را بعهده می­گیرد (۷۰). آموزشگاه عالی پرستاری ایران طبق ماده ۲۱۹ اساسنامه جمعیت شیر و خورشید سرخ وقت در اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۶/۱۹۴۷ تأسیس شد و اولین گروه دانشجویان آن به تعداد ده نفر در محل هنرستان عالی دختران شروع به تحصیل کردند. نخستین دانش‌آموختگان این دانشگاه در سال ۱۳۲۹ روانه مراکز درمانی کشور شدند (۶۳) .همچنین در فروردین ۱۳۲۶ سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی به دستور محمدرضاشاه تاسیس شد، که یکی از موسسات وابسته به ان آموزشگاه اشرف پهلوی بود که در۱۳۲۷/۱۹۴۸  در تهران گشایش یافت(۲۵, ۶۹) (۷۱).

پیتر آوری، مورخ انگلیسی در کتاب سه جلدی «تاریخ معاصر ایران» نوشته است: «خواهر توامان شاه (اشرف پهلوی)، از زمان جنگ دوم جهانی به این سو، برای آموزش پرستاران ایرانی فعالیت زیادی می‌کرد. از لحاظ نوع آموزش پرستاری، الگوی انگلستان برگزیده شده بود و کمک‌هایی از سوی یک یا دو مددکار حقوق‌بگیر یا داوطلب انگلیسی، صورت می‌گرفت. با یاری دوشیزه پالمر اسمیت که سال‌ها در تهران زندگی کرده بود، تعدادی از دختران ایرانی به بیمارستان‌های بریتانیا اعزام شده بودند تا آموزش پرستاری ببینند. آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی را یک مدیره انگلیسی اداره می‌کرد و شهر تهران، از داشتن بیمارستان معروف به «هزار تخت‌خوابه» به خود می‌بالید.»(۵۳). در حقیقت از این دوران ضمن گسترش کمی آموزشگاههای پرستاری، شاهد ارتقاء کیفی آنها نیز هستیم. از این سالها تا یک دهه بعد، پرستاران سازمان بهداشت جهانی مانند “مارگرت موری جکسون”  در امر تربیت پرستاران ایرانی مشارکت دارند (۷۲). پرستاری از این سالها به بعد، تحت نفوذ مربیان انگلیسی بتدریج از الگوی پرستاری امریکایی به پرستاری بریتانیایی تغییر می­کند (۵۶).

بحث: پرستاری مدرن در شرایطی در ایران پدیدار می­شود که کشور عرصه وقوع تحولات بزرگ سیاسی اجتماعی است. جنگ، قحطی و خشکسالی در ایران باعث بوجود آمدن شرایط بحرانی و گسترش بیماریها گردیده بود و نیاز فزاینده به خدمات بهداشتی درمانی در کشور بخصوص در شمال غرب و شمال کشور احساس می­شد.  این نیازکه خارج از توان پاسخگویی سیستم درمانی کشور بود، منجر به وارد عمل شدن گروههای مختلفی از جمله گروههای مذهبی و نیروهای نظامی خارجی در امور درمانی می­شود. هر کدام از این گروهها در ارائه خدمات خود انگیزه­های خاص خود را داشتند. صرف نظر از اهداف این گروهها، یکی از نتایج بدست آمده از فعالیت آنها در کشور، آغاز “پرستاری مدرن” در ایران است. اگرچه جامعه ایرانی در ابتدا درمقابل پذیرش اشتغال فرزندانشان در حرفه پرستاری  از خود واکنش نشان می­دهد، اما عوامل دیگری از جمله شروع عصر تجددطلبی، آشنایی مردم با مظاهر مدرنیته و روشنگری نشریات در این راه اثر تسهیل کننده دارد. بنابراین می­توان اینطور استنباط کرد که ظهور “پرستاری نوین” در ایران، یک پدیده چند علتی در یک مقطع تاریخی است. اگرچه جنگ­های جهانی به عنوان عوامل تسهیل­گر این جریان بود، اما نمی­توان از نقش تحولات اجتماعی که در بطن جامعه در حال شکل گرفتن بود، غافل شد. پرستاری نوین ایران و آموزش آکادمیک پرستاری، در چنین فضایی با حضور پرستارانی از کشورهای خارجی شکل می­گیرد. پرستاران خارجی تاثیرگذار بر این پدیده را می­توان به دو گروه عمده تقسیم کرد. یک گروه پرستارانی مانند “مری برد” و “مک ناگتون” که در ارائه خدمات پرستاری و معرفی آن به جامعه نقش داشتند. و گروه دوم شامل پرستارانی چون ولز، فالتون و ستزلر هستند، که مستقیما در آموزش پرستاری شرکت داشتند. اگرچه نمی­توان نقش شخصیت­های سیاسی را در گسترش پرستاری ایران از نظر دور داشت، اما دلایل و اسناد تاریخی مستحکمی وجود دارد که نشان می­دهد شروع آموزش پرستاری ایران در ابتدا یک برنامه دولتی نبوده، و به همین دلیل پایتخت با تاخیر چندین ساله به آموزش پرستاری رو می­آورد.

مطالعه تاریخ معاصر نشان می­دهد که چگونه پاسخ به یک نیاز اجتماعی، و در یک برهه از تاریخ حساس کشور، تحول کمی و کیفی پرستاری را رقم می­زند.  پدیده­ای که در طی تحولات اجتماعی سالهای بعد در مسیری غیر قابل بازگشت قرار می­گیرد، و خود را بصورت یک دیسیپلین دانشگاهی در نظام آموزش عالی کشور تثبیت می­کند.

متن یا آدرس وب سایتی را تایپ کنید یا سندی را ترجمه کنید.

[۱] Dr cochran
[۲] Miss Eston
[۳] Dr. Donald Carr
[۴] Miss. Mary Bird
[۵] Emmelina Stuvart
[۶] Mrs White
[۷] American Presbyterian Hospital
[۸] W. W. Torrence
[۹] Mary Ann Brown
[۱۰] Sarah Macnaughton
[۱۱] Anna Connelly Wilson
[۱۲] G. Cocking
[۱۳] Teodozja Musialowicz
[۱۴] Helen Bakhtiar
[۱۵] Miss Frances
[۱۶] Miss Jones
[۱۷] Lorraine setzler
[۱۸] Emma Degener
[۱۹] Miss Fulton
[۲۰] Jean Wills
[۲۱] Miss Taillie
[۲۲] Miss Peace
[۲۳] Miss Mary Harvy

Refrences:

۱٫ Nouraei M. a short guide to writing about history Mashhad: jahad-e-daneshgahi 1387.[in persian]

۲٫ Stanford m. a comparison to the study of History tehran: samt 1384. [in persian]

۳٫ Lusk b. Historical methodology for nursing research. JOURNAL OF NURSING SCHOLARSHIP. 1997;Volume 29, Number 4, :355-35.

۴٫ azizi m. the methodology of research in medicine history. Journal of Islamic and Iranian Traditional Medicine. 2010;vol 1 no 2:99-104. perian. [in persian]

۵٫ Egenes J, Roux G, Halstead J. History of nursing. Issues and trends in nursing: Essential knowledge for today and tomorrow. 2009:1-26.

۶٫ Klainberg M. An historical overview of nursing. Today’s Nursing Leader: Managing, Succeeding, Excelling. 2010;21:21-40.

۷٫ julie santy, knight c. nurses in war. journal of orthopedic nursing. 2008;12:53-5.

۸٫ LeVasseur JJ. The proving grounds: Combat nursing in Vietnam. Nursing outlook. 2003;51(1):31-6.

۹٫ riahi a. history of nursing. 4th, editor. tehran: entesharate dabirkhaneh amoozeshghahhaye parastari va behyari jameiyate shir-o-khorshid sorkh iran; 1355. [in persian]

۱۰٫ somayeh Azarmi zF. nursing History with a brief review of nursing school. Journal of Army Nursing Faculty of the IR IRAN. 2011;No.90-1_split:37-43. [in persian]

۱۱٫ Maryam Hazrati GM, Ahmad Nejatian. The History of Nursing in the Islamic Republic of Iran. Nursing History Review. 2011 ( 19):171–۴٫

۱۲٫ jilla abedsaeidi, atashzadeh f. Data collection methods in historical research. Journal of Army Nursing Faculty of the IR IRAN. 2010;no 2 paeez 91:15-21. [in persian]

۱۳٫ HooshangMahdavi a. history of Iran foreign relationship. entesharat Amir Kabir. [in persian]

۱۴٫ Kjeilen T. Orumiyeh. Retrieved 18 Des 2013. ed: Looklex Encyclopaedia.; 1996.

۱۵٫ kavianpoor a. Tarikhe rezaeye: enteshrat asia; 1344. [in persian]

۱۶٫ taeb h. hospitals of Rasht: farhanghe ilia; 1384. [in persian]

۱۷٫ Schayegh C. Who is Knowledgeable is Strong: Science, Class, and the Formation of Modern Iranian Society, 1900-1950: Univ of California Press; 2009.

۱۸٫ Faghih MA. BEHDĀRĪ ۱۹۸۹٫ Available from: http://www.iranicaonline.org/articles/behdari.

۱۹٫ Aprem M. The history of the Assyrian church of the east in the twentieth century with special reference to the Syriac literature in Kerala. 2010.

۲۰٫ Zirinsky M. American presbyterian missionaries at Urmia during the Great War. J Assyr Acad Stud. 1998;12:6-27.

۲۱٫ Roshan A. mashrooteh newspapers: rooznameh shargh; 1385. Available from: http://www.magiran.com/article.asp?AID=2183. [in persian]

۲۲٫ vaziri p. An overview of the history of women’s struggle in Iran. Available from: www.wsu-iran.org/bepish/bp79_pv_tarixche_zanan.pdf. [in persian]

۲۳٫ stephanie c. the making of modern Iran: state and society under reza shah 1921-1941. secound edit ed. tehran: entesharat Jami; 2003. [in persian]

۲۴٫ safari r. Introduction of handwritten manuscript “favayed marizkhaneh dowlati” 1392. Available from: http://www.ical.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=16082:معرفی-نسخه‌ی-خطی-فواید-مریضخانه-دولتی/-رضا-صفری&Itemid=9. [in persian]

۲۵٫ farhangi s. nurse/ nursing. Available from: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2707. [in persian]

۲۶٫ fazelhashemi m. bimarestan va darolshafaye haram motahar razavi dar ayeneh tarikh. sazeman ketabkhaneha va asnaad astan ghods razavi. 1389;2 no(7,8) [in persian]

۲۷٫ loloyee k, Ahmadi s. Hospitals and medical condition of the Safavid era. Quarterly Journal of History Department at Imam Khomeini Specialized University. 2012;vol 6 no 17. [in persian]

۲۸٫ Grothe H. Wanderungen in Prsien Erlebles und, Erschautes. Tehran: nashre markaz; 1369. 342 p.

۲۹٫ Anonymous.history of the Westminster Hospital in Iran. Available from: http://buffaloah.com/a/del/724/praise/source/21.html.

۳۰٫ Speziale F. Hospitals in Iran and India, 1500-1950s: Brill; 2012.

۳۱٫ khoshnevis m, noghani F. History, Transformation & Ethics in Nursing: anjoman ghalam iran; 1387. [in persian]

۳۲٫ Bryce v. the treatment of armenians in the ottoman empires 1915-16: G.P. Putnam s Sons; 1963.

۳۳٫ Sajadi s. Hospital (bimarestan). Available from: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2525. [in persian]

۳۴٫ Wright D. Great Britain vii. British Travelers to Persia. 2012;Vol. XI, Fasc. 3, pp. 246-252. December 15, 2002.

۳۵٫ alchojeyan a. History of Boghozkhanian Hospital 1956.

۳۶٫ soleimanian k. Foreign hospitals in medical history 2012. Available from: http://www.pezeshkyemrooz.ir/index.php?module=News&id=cntnt01&action=print&inline=0&cntnt01articleid=149&cntnt01showtemplate=false&cntnt01returnid=17&hl=fa_IR. [in persian]

۳۷٫ Anonymous. history of Masih hospital. Available from: http://old4.mui.ac.ir/isa/-mainmenu-723/history.html. [in persian]

۳۸٫ Anonymous. Directory of investor-owned hospitals and hospital management companies. Federation of American Hospitals, 1976.

۳۹٫ laleh h, vaferi r. tarikhcheh tahavol teb sonati be teb modern. faslnameh elmi pajooheshi oloom ensani daneshghah alzahra. 1385;16 ( no 60):131- 65. [in persian]

۴۰٫ Armajani Y. CHRISTIANITY viii. Christian Missions in Persia: Vol. V, Fasc. 5, pp. 544-547; 1991 [updated October 18, 2011]. Available from: http://www.iranicaonline.org/articles/christianity-viii.

۴۱٫ Ishaya A. From Contributions to Diaspora:Assyrians in the History of Urmia, Iran, JAAS. 2002.; Vol. XVI, NO. 1, 2002.

۴۲٫ Anonymous. bimarestan poursina dar gozar zaman. Available from: http://www.poursinahospital.ir/main/pages/drbarx_-ma/tarix686x_.php. [in persian]

۴۳٫ arbani e. Ketabe gillan (book of gillan). first, editor. Tehran: pajooheshgaran iran; 1374. [in persian]

۴۴٫ Afkhami A. HEALTH IN PERSIA iii. QAJAR PERIOD 2003 [updated March 20, 2012]. Available from: http://www.iranicaonline.org/articles/health-in-persia-iii.

۴۵٫ Anonymous. Nurses in the British Army. Available from: http://www.nationalarchives.gov.uk/womeninuniform/army_nurses_profile.htm.

۴۶٫ Anonymous. The eighty-fifth annual report of the board of foreign missions of the presbyterian chuch in the united ststes of american. USA: 1922 may.

۴۷٫ Raminejad R. History of khorasan nursing. first ed. mashhad: ahangeghalam; 1391. [in persian]

۴۸٫ Blodgett H. Macnaughtan, Sarah Broom. Epub accessed 22 June 2014].

۴۹٫ Powell A. Women doctors and nurses on the Western and the Fronts during the First World War: The History Press; 2009. Available from: http://www.millicentsutherlandambulance.com/?page_id=383.

۵۰٫ Anonymous. Women contributed in the field at home and overseas during World War II. Available from: http://blog.cleveland.com/metro/2011/03/women_contributed_in_the_field.html.

۵۱٫ Cocking G. PERSONAL ACCOUNTS BY MEMBERS OF QUEEN ALEXANDRA’S IMPERIAL MILITARY NURSING SERVICE and TERRITORIAL ARMY NURSING SERVICE. Available from: http://www.scarletfinders.co.uk/117.html.

۵۲٫ Anonymous. Poles who joined Gen. Anders’ army in 1942. Available from: http://news.medill.northwestern.edu/chicago/news.aspx?id=151785.

۵۳٫ avery p. contemporary history of Iran. Tehran: entesharat ataeei; 1377. [in persian]

۵۴٫ Bakhtiar L, rose b. Helen of Tus: Her Odyssey from Idaho to Iran Kazi Publications 2002.

۵۵٫ Dodd EM. The gift of the healer: the story of men and medicine in the overseas mission of the Church: Friendship Press; 1964.

۵۶٫ Tabari Khomeiran R, Deans C. Nursing education in Iran: Past, present, and future. Nurse education today. 2007;27(7):708-14.

۵۷٫ John Webster C. Presbyterian Missionaries and Gandhian Politics, 1919-1922. Journal of Presbyterian History (1962-1985). 1984:246-57.

۵۸٫ Nasrabadi AN, Lipson JG, Emami A. Professional nursing in Iran: an overview of its historical and sociocultural framework. Journal of Professional Nursing. 2004;20(6):396-402.

۵۹٫ Setzler L. In Iran: The development of a nursing school in Shiraz. AJN The American Journal of Nursing. 1941;41(5):520-5.

۶۰٫ Pompian l. Where are the nurses? the Rotarian – an international magazine. 1969 december:15-8.

۶۱٫ Bahçecik N, Alpar ŞE. Nursing education in Turkey: From past to present. Nurse education today. 2009;29(7):698-703.

۶۲٫ Anonymous. first iranian women in medicine. Available from: http://www.doctop.ir/txt/اولین-پزشکان-زن/.[in persian]

۶۳٫ moshfegh b. khaterat. Available from: http://pezeshkanomoomigilan.ir/16-17/magazine16-17-07.asp. [in persian]

۶۴٫ setzler l. Nursing in Iran. the british journal of nursing. 1939 september:242.

۶۵٫ Dr. zabiholah ghorban. Available from: http://narmah.blogfa.com/post-129.aspx. [in persian]

۶۶٫ rajaee A. Available from: http://med.sums.ac.ir/departments/clinical_sciences/internal-medicine/general-information/.[in persian]

۶۷٫ Nasr K. Shiraz University School of Medicine: Its Foundation and Development. Archives of Iranian medicine. 2009;12(1):87.

۶۸٫ Dadvar I. shoravi Union Hospital, a relic of World War II. rooznameh jam-e-jam. 1393 1393-1-25(3948):10. [in persian]

۶۹٫ ziaeenasab m. nursing, from ancient to now. Available from: http://ino.ir/tabid/40/ctl/ArticleView/mid/384/articleId/7210/language/fa-IR/–.aspx. [in persian]

۷۰٫ FAYYAZI E. HISTORY AND PRACTICE” LION AND RED SUN SOCIETY” IN THE ERA REZA SHAH WITH RELYING ON DOCUMENTS. faslnameh elmi pajooheshi tarikh.4[in persian] (12):65.

۷۱٫ Alamouti M. KĀSEMI, NOṢRAT-ALLĀH. 2012;Vol. XV, Fasc. 6, pp. 661-663. December 15, 2011.

۷۲٫ Margaret Murray Jackson. Available from: http://www.bcnursinghistory.ca/jackson-margaret-campbell.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.