گفت و گو با کارمند بازتشسته بیمارستان های شرکت نفت

مدیر سایت ۱۳۹۵-۰۴-۱۶ ۰
گفت و گو با کارمند بازتشسته بیمارستان های شرکت نفت

مهین راول روزی طلب در سال ۱۳۱۵ از پدری پزشک و هندی تبار در آبادان متولد شد. او پس از گذراندن تحصیلات متوسطه در ایران، به انگلستان رفت و در رشته پرستاری و مامایی مشغول تحصیل شد. خانم روی طلب پس از پایان تحصیلات به ایران آمد و در شرکت ملی نفت مشغول خدمت شد. گفت و گوی زیر در شهرستان امیدیه با وی انجام گرفته است که از نظرتان می گذرد.

 

 

 

* خانم روزی طلب از چه سالی و چگونه وارد شرکت نفت شدید؟

– من بعد از پایان تحصیلاتم که در رشته پرستاری و در انگلستان بود، به آبادان آمدم و در هلال احمر (شیر و خورشید آن زمان) مشغول به کار شدم. اما به سبب علاقه ای که به شرکت نفت داشتم و پدرم هم در این شرکت کار کرده بود، در سال ۱۳۴۳ وارد شرکت نفت شدم.

* چند سال در هلال احمر کار کردید؟

– حدود دو سال.

* شروع کارتان در چه بخشی از شرکت نفت بود؟

روزی طلب

– برای شروع کار گفتند باید بروی خارگ. در آن زمان خیلی ها به من نصیحت می کردند که به آنجا نرو، آنجا تبعیدگاه است! البته کار برای یک زن در آنجا بسیار سخت بود، اما من به سبب علاقه ای که به صنعت نفت داشتم، به خارگ رفتم و به استخدام بیمارستان شرکت نفت در خارگ درآمدم.

* در بیمارستان جزیره خارگ چه کارهایی انجام می دادید؟

– در واقع همه کار. از پرستاری گرفته تا درمان گرمازدگی و مامایی و حتی واکسیناسیون پرسنل کشتی های باربری و ارائه خدمات درمانی به خارجی هایی که در نفتکش ها کار می کردند.

* آیا سختی کار در خارگ شما را اذیت نمی کرد؟

– ابدا. من به کارم در صنعت نفت عشق می ورزیدم و این سال ها با همه سختی هایش از شیرین ترین سال های خدمت من بود. من به عنوان نیروی ثابت در آنجا فعالیت می کردم و یک منزل سازمانی هم دراختیارم بود.

* چند سال در خارگ خدمت کردید؟

– من دو سال در آنجا ماندم و سپس به هفتگل منتقل شدم. بعد از مدتی درمانگاه هفتگل بسته شد و مرا به امیدیه فرستادند که تا پایان خدمت در اینجا ماندم.

* چه خاطراتی از زمان خدمت خود دارید؟

– یادم هست در آن زمان بر طبق قانون انگلیسی ها مریض های غیر شرکتی پذیرش نمی شدند و اگر زنان باردار در منزل وضع حمل می کردند و زایمان طبیعی بود ماما گواهی سلامت صادر می­کرد و به آن کارگر ۲۰۰ تومان تعلق می گرفت.

* یعنی اگر در بیمارستان وضع حمل نمی کردند این مبلغ به آنها تعلق نمی گرفت؟

– خیر، چون از امکانات بیمارستان نفت استفاده کرده بودند.

* آیا شما هم برای ویزیت بیماران به خانه های شان می رفتید؟

– همیشه ماشینی در اختیارم بود و زمانی که موارد اورژانسی اتفاق می افتاد، رئیس بخش (Ward Master) مرا خبر می کرد تا به محل اعزام شوم.
* به چه مناطقی می رفتید؟

– خیلی جاها. سربند، میدان کوه، آغاجاری و در همه این مکان ها خدمات درمانی ارائه می دادیم.

* در بیمارستان روزی چند بیمار را ویزیت می کردید؟

– گاهی تا ۹۰ بیمار را در روز ویزیت می کردم. حتی بسیاری از کسانی را که الان در صنعت نفت در سمت های مختلف مشغول به کار هستند، به دنیا آورده ام.

* آیا قوانین و مقررات آن زمان با امروز تفاوت داشت؟

– تفاوت چندانی نداشت، اما یادم می آید که خانم ها زمان ورود به مطب اجازه نداشتند که کفش های پاشنه بلند بپوشند و اگر کسی کفش پاشنه بلند داشت، باید قبل از وارد دشدن کفش خود را با کفش راحت تری عوض می کرد. در ضمن در آن زمان پزشکان اجازه نداشت در زمان خدمت شان مطب شخصی داشته باشند.

* چند سال در نفت خدمت کردید؟

– من نزدیک به ۳۰ سال در نفت خدمت کردم، اما بعد از ۲۰سال از بازنشستگی ام می گذرد خانواده های بسیاری برای اطمینان از سلامت فرزندی که در راه دارند، پیش من می آیند و می خواهند که وضعیت سلامتی بچه شان را بررسی کنم.

* آیا در این سال ها اتفاق افتاده که در کارتان دچار اشتباه شوید و مشکلی برای بیمار پیش بیاید؟

– در این ۲۰ سالی که در اینجا (امیدیه) برای مردم کار می کنم هرگز اتفاق نیفتاده که مادر یا بچه ای از بین برود. بیمارانم از من می خواهند که با همان روش های اولیه کار معاینه را انجام دهم. حتی گوشی ای که من با آن کار می کنم، مال همان سال ها است.

* آیا حاضرید به عنوان یادگاری آن را به ما بدهید؟

– دوست دارم، ولی این ابزار کار من است و با آن راحت تر کار می کنم.

گفت و گو: راحله صحه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.